تبليغاتX
گرگ و میش من و تو

دستهایت همیشه آرام جان است.... نوشین ترین لحظه ها را با تو پرواز خواهم کرد.... از جنوب تا شمال.... جنوب دلش می خواهد یکبار دیگر گرمی دستهایت را احساس کند...

نوشته شده توسط وحید فقیهی در |  لینک ثابت   • 

چقدر دلم گرفت.... دختری که خون همه ی چهره اش را پوشاند.... یقین دارم که رویاهایی داشت شبیه به همه ی رویاهای قشنگ.... صدای گلوله در ذهن چه تلخ می نشیند.... و بوی خون چه درد آور به مشام می رسد..... من دلم گرفته است..... صدای گلوله ها خیلی بلند است.....

نوشته شده توسط وحید فقیهی در |  لینک ثابت   •