گرگ و میش من و تو
چقدر دلم گرفت.... دختری که خون همه ی چهره اش را پوشاند.... یقین دارم که رویاهایی داشت شبیه به همه ی رویاهای قشنگ.... صدای گلوله در ذهن چه تلخ می نشیند.... و بوی خون چه درد آور به مشام می رسد..... من دلم گرفته است..... صدای گلوله ها خیلی بلند است.....
نوشته شده توسط وحید فقیهی
در | لینک ثابت
•
